کهریزک در چهار نگاه

خرید بک لینک

روی جلد مجله نوشته شده بود:«جای گلی ترقی در خانهی سالمندان نیست»

شاید سال نود و نُه در فیسبوک خواندم مسعودی احمدی در خانه سالمندان است. و باز نوشته شده بود: «جای شاعر خانهی سالمندان نیست». همین شد جرقهی داستانی. هرمز وکیلی شخصیت داستانِ من بود. نویسندهای که در خانهی سالمندان زندگی میکرد. هنوز هم آن داستان را بیشتر از بقیهی داستانهایی که نوشتم دوست دارم. شرایط هرمز وکیلی هم پیچیده بود. بههمین راحتی نمیشد نوشت: «جای او در خانهی سالمندان نیست».

همین حالا «س» گفت: «این بازیگر مازیگرام آخر عاقبت خوشی ندارن.. سعید راد تو خانه سالمندان مرده.»

سال نود و دو در دورهی مستندسازیِ تالار هنر اصفهان، مستند «کهریزک در چهار نگاه» را دیدیم. رخشان بنیاعتماد که یکی از مستندهای این مجموعه را ساخته بود برایمان از ضرورت توجه به مسالهی سالمندی و کهریزک(محل نگهداری سالمندان) گفت. در زندگی امروز در میانِ اینهمه دغدغهی فراگیر، در وضعیتِ خانههای کوچکِ اجارهای و در وضعیتی که کسی به سالمندی و بحرانهای این دوره توجهی ندارد لازم است با احتیاط از بعضی مفاهیم حرف بزنیم. راستش ناامیدکننده است که حتی جامعهی روشنفکری و اهالی ادبیات هم چنین نگاهی به خانهی سالمندان دارند. بچهها مسئولِ نگهداری از پدر و مادرشان نیستند. آنها هم باید زندگی خودشان را بسازند. شاید نتوانند از جایی به بعد مراقبِ تماموقت یا حتی پارهوقتِ پدر و مادرشان باشند. شاید بخواهند مهاجرت کنند یا حتی مستقل و تنها زندگی کنند.

خانهی سالمندان جایی برای زندگی است. خانهی سالمندان جایی برای تنبیه و زندانی شدن نیست. دربارهی موضوعاتِ خانودگی و فردی آدمها هم بهتر است اینهمه اظهارنظر نکنیم. دربارهی هر چیزی که به ما ارتباطی ندارد اظهار نظر نکنیم. به جای نگرانیهای دایه مهربانتر از مادروار فیلمِ «کهریزک در چهار نگاه» را ببینیم.

#کهریزک_در_چهار_نگاه
#مستند #خانه_سالمندان

از ماجراهای اداره...

ما را در سایت از ماجراهای اداره دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 16:32

صفحه بندی