جسی: مادر... من اصلا روزگار خوشی ندارم، و هیچ دلیلی هم نداره فکر نکنم زندگی خوبتر که نمیشه هیچی، بدتر هم میشه. من خستهام زخم دیدهام دل گرفتهام. احساس میکنم ازم سوءاستفاده شده.
مادر: از چی خستهای؟
جسی: از همه چی.
مادر: همه چی یعنی چی؟
جسی: بهتر از این نمیتونم توضیح بدم.
شب بخیر، مادر. مارشا نورمن. ترجمه ی حمید احیاء
ما را در سایت از ماجراهای اداره دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 189