اولین کتابِ سال نو

خرید بک لینک


از صد سال پیش تا همین حالا صدای قمرالملوک وزیری میآید:« دل ز دست غم مفر ندارد». این کتاب روایتی از پنج روز آخر زندگی میرزاده عشقی است. چند روز از تابستانِ هزار و سیصد و سه و شبی با «ماه ِغمگین، ماه ِسرخ».
«نظمیه باید قدرتمند باشد. این جمله را بارها از درگاهی شنیده. باید هر کس علیه نظمیه، سردارسپه و همهی ما حرفی زد نفسش را بگیریم. باید آنقدر از ما بترسند که کسی پشت دیوارِ خانهاش هم جرئت نکند کلامی علیه ما بگوید. میفهمی؟»(صفحه113) فکرش را هم نمیکردم که بعد از خواندنِ این سطرها خانم قمرالملوک وزیری را در کتاب ببینم و بعد با او و چند نفر دیگر به مهمانی خانهی شازدهخانم بروم.«صدای قمر در باغ طنین انداخته، همراه صدای ریزش آب. آواز تمام میشود و یکمرتبه صدای کف زدن شدید حضارفضای باغ را پر میکند.»(صفحه139)
پشت جلدِ کتاب نوشته شده:«رمان قصهی رنجِ فکر است در تاریخی که بسیاری اوقات نخبگان خود را از بین برده است.»

ماهِ غمگین، ماهِ سرخ. رضا جولایی. نشر چشمه

از ماجراهای اداره...

ما را در سایت از ماجراهای اداره دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: يکشنبه 15 فروردين 1400 ساعت: 17:48

صفحه بندی