این کتاب کلاس درس بود. نویسندهای که در نگاه اول ممکن است به نظر نرسد که اینهمه تکنیک و ظرافت را در اثرش بهکار گرفته. اثری مثلِ «همسایهها» که افرادِ مختلفی میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. صدای محمود آنقدر آرامشبخش، زلال و قانعکننده بود که ذرهای از صداهای بلندِ اطرافم را نمیشنیدم. غرق شده بودم در کلمهها. بعد دیدم که هنوز «مدار صفر درجه»، «داستان یک شهر» و «زمین سوخته» را نخواندم. اینجا نوشتم تا یادم بماند هر سه را در اولین فرصتِ ممکن بخوانم. محمود از ساختمان داستان گفت، از جسارتِ دست زدن به تجربههای تازه، از توجه به طبیعت هر داستان، معماریِ داستان، تبدیل واقعیت بیرونی به واقعیت داستانی، اهمیت زبان در ساختِ فضا و هویتِ اشخاصِ داستان، ظرافتهای خاصِ زبانی و از حرکت داستان در عمق. گفت:«داستان تعریفِ حرکت نیست، تعریف است در حرکت.»(صفحه۱۲۴)
حکایت حال. گفتگو با احمد محمود. لیلی گلستان. نشر مهناز. ۱۳۷۴
از ماجراهای اداره...ما را در سایت از ماجراهای اداره دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 55