
طبقِ روال همهی کافهها صدای موسیقی بلند بود. گرمازده شده بودم. صدا به صدا نمیرسید. به پریسا تکیه داده بودم و سعی میکردم بشنوم: «ارزان در ماه اوت»امروز کتاب را خواندم. درخشان و خواندنی. دو داستان اول را دوست نداشتم. وبعد از مدتها چند ساعته کتابی جذاب خواندم. نامِ کتاب را اینجا مینویسم تا یادم بماند. تا به فهرست داستانهای کوتاهِ خواندنی اضافه کنم. کتابِ ارزشمندِ «طوق طلا و داستانهای دیگر» ترجمهی احمد میرعلایی. هشت داستان کوتاه از هفت نویسندهی معاصر. انتشارات آگاه. کتاب قدیمی است باید نسخهی پیدیاف ی...
ادامه مطلب
از عزیزترین خواندههای زندگی یکی همین فصلِ «ملاحظاتی دربارهی خاطرات مبارزان حزب توده در ایران» در کتابِ «شکاریم یکسر همه پیش مرگ». این فصل یادآورِ نام «مرتضی کیوان» است. «مرتضی سرشار از حقیقت و تجسم انسانیتی بود که ما در خیال میپروردیم»(صفحه185)....
ادامه مطلب